عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
139
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
ذكر ايلچى فرستادن دولتشاه به جانب « 1 » سيرجان چون دولتشاه را از هر جانب اسباب حكومت معدّ و مرتّب شد ، داعيهء سلطنت او را بر آن داشت كه از سلاطين قراختاى كريمهاى در حباله آرد . دختر جمال الدّين شاه سلطان كه فرزند زادهء امير مبارز الدّين بود در سيرجان مىبود . « 2 » ايلچى مقرّر كرد با تحف و پيشكش بسيار روانه سيرجان گردانيد . چون بدانجا رسيدند جمال الدّين شاه سلطان ايلچيان را بار داد و ايشان را نيكو پرسيد . چون از فحواى مكتوب ، مقصود ايشان معلوم كرد ، ايشان را مجال تكلّم نداد و زمان به دشنام و فضيحت بگشاد و بدانچه ممكن بود دولتشاه را توبيخ و سرزنش كرد ، و هر چه از تبرّكات عرض كردند هيچ در محلّ قبول نيفتاد . ايلچيان را جز مراجعت تدبيرى نبود . و پيشتر اين دختر نامزد مظفر الدّين شبلى بود . چون دولتشاه را اين داعيه در باطن منبعث شد ديگر باره اين صورت به رأى مخدومشاه عرض كرد . چون ايشان را اختر دولت در و بال بود در مقام تسليم آمدند و سر بدان پيوند در آوردند . قضات كرمان از وخامت عاقبت آن انديشيده هيچيك بدين جسارت اقدام نمىنمودند . « 3 » سيّد غياث الدّين قاضى بم در كرمان بود ، بدنى جرأت « 4 » قيام نمود و در آن ولا دختر را با امير دولتشاه عقد مناكحت بستند .
--> ( 1 ) با ندارد . ( 2 ) با ، گ ، مل : بود . ( 3 ) با : نمودند . ( 4 ) با : جسارت .